امروز آموزش املا داشتیم
امروز زنگ املا به بچه ها گفتم میخوایم هم بازی کنیم هم مسابقه بدیم هم تمرین املا کنیم.ازشون خواستم کتاب فارسیشونو ( امسال دیگه نمیگن کتاب بخوانیم
)حاضرکنن.دفترهم همین طور .بعد هرکس خودش بدون اینکه مزاحم دوستش بشه کارشو به روشی که میگم شروع کنه.
ازشون خواستم چشمشونو ببندن و انگشتشونو روی متن درس (خرس کوچولو) حرکت بدن و هرجادوست داشتن نگه دارن .حالا چشمشونو بازکنن و کلمه ای رو که زیر انگشتشون پنهون شده بنویسن.بعدبراش جمله ای بسازن که ازمتن درس نباشه اما یه جورایی به درس ربط داشته باشه. ![]()
سکوت و توجه به زمان ازشرایط دیگه ی این مسابقه بود. قرار شد بعدازاتمام زمان ،بچه هایی که بیشترین و زیباترین و بدون اشتباه ترین![]()
جمله هارو نوشته باشن برنده بشن.
برای مثال چندتاازبچه ها ۱۳تاجمله ساخته بودن اماوقتی نوبت بررسی شد چون درساخت جمله هاشون غلط املایی داشتن یا همون جمله ی کتاب رو نوشته بودن یا جمله ی بی ربط نوشته بودن![]()
ازتعدادجمله هاشون کم شد.
جاتون خالی بعضی ازبچه ها جمله های جالبی نوشته بودن.![]()
![]()
مثلا پیش بینی کرده بودن بعضی اتفاقای درس رو. نوشته بودن: خرس کوچولو قبل ازاینکه به جنگ میکروب ها برود دل درد نداشت.![]()
![]()
به برنده ها امتیاز ویژه دادم ![]()
به بقیه هم بابت تشکرازتلاششون امتیاز معمولی دادم. ![]()
خلاصه همه راضی بودن.
باانجام این بازی املای کلمات تمرین شد. تازگی داشت .جمله سازی شد و ....
زلال تر از آبی احساس و عمیق تر از دریای شوق و اخلاص کجا می توان یافت مگر در دنیای کودکی .صفای این دنیا ،من را به عنوان یک آموزگار و معلم برآن می دارد تا به دنبال راه های چگونگی پرورش این همه ...باشم. حضور در کنار این امانت های الهی ،حضور در برابر یک دنیا پاکی و تسلیم در مقابل ندای وجدان است. شما دوست عزیز می توانید با نظرات سازنده خود راهگشای من باشید.