13آبان ؟؟؟؟؟؟؟؟/..............
قرارشد به جای شنبه (۱۳آبان )،دیروز یعنی چهارشنبه مراسم مربوطه انجام بشه.
برنامه ها اجراشد و بچه ها به کلاس اومدن و .. ادامه رو تو کلاس ....![]()

اومدنشون به کلاس همزمان بازنگ هنر شد .
![]()
![]()
![]()
یک دفعه ذهنم جرقه ای زد .کاغذآچاررنگی توکمد داشتم. به ۴قسمت تقسیم کردم و به هرکدومشون یک تکه دادم.بعدازشون خواستم برای دوست کناریشون یک کارت تبریک به همین مناسبت بسازن و بچسبونن تودفتردوستشون و بهش تبریک بگن.
دعادعا میکردم یک کارخوب ارائه بدن.
اگه بودین و می دیدین بااین دستای کوچیکشون چه هنرمندانه کارمیکنن. واقعا لذت بردم و بهشون بالیدم.
ضمنا هرکدوم از دانش آموزام یک جعبه ابزار اول سال تهیه کردن و همیشه توجامیزشون هست.توش همه چیز پیدا میشه.نخ سوزن قیچی متر چسب و ......![]()


کاراشون خیلی زیباشده بود .کاش میشد همه رو بزارم .
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت توسط فهیمه حبیبی
|
زلال تر از آبی احساس و عمیق تر از دریای شوق و اخلاص کجا می توان یافت مگر در دنیای کودکی .صفای این دنیا ،من را به عنوان یک آموزگار و معلم برآن می دارد تا به دنبال راه های چگونگی پرورش این همه ...باشم. حضور در کنار این امانت های الهی ،حضور در برابر یک دنیا پاکی و تسلیم در مقابل ندای وجدان است. شما دوست عزیز می توانید با نظرات سازنده خود راهگشای من باشید.